<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه علمی مطالعات فرهنگ - ارتباطات</title>
    <link>https://www.jccs.ir/</link>
    <description>فصلنامه علمی مطالعات فرهنگ - ارتباطات</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>سیاست فرهنگ در خط‌مشی توسعه: تحلیل انتقادی نسبت فرهنگ و توسعه در قانون برنامه هفتم</title>
      <link>https://www.jccs.ir/article_234701.html</link>
      <description>تعریف نسبت میان &amp;amp;laquo;فرهنگ&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;توسعه&amp;amp;raquo; در اسناد سیاست‌گذاری، بازنمود یک &amp;amp;laquo;میدان نبرد گفتمانی&amp;amp;raquo; است. این پژوهش باهدف کالبدشکافی انتقادی این منازعه در &amp;amp;laquo;قانون برنامه پنج‌ساله هفتم پیشرفت&amp;amp;raquo; به‌عنوان عالی‌ترین سند سیاست‌گذاری میان‌مدت ایران، از یک چارچوب تحلیلی دولایه و منسجم بهره می‌برد. در لایه نخست (تحلیلی عملیاتی)، با به‌کارگیری روش &amp;amp;laquo;تحلیل محتوای کیفی جهت‌دار&amp;amp;raquo;، متن قانون بر اساس یک چارچوب مفهومی پنج‌گانه (P1 تا P5) کدگذاری می‌شود که شامل رویکردهای: 1. فرهنگ تسهیلگر/مانع توسعه (کارکردی)، 2. فرهنگ برای توسعه (اقتصادی)، 3. فرهنگ به‌مثابه بُعد توسعه (پایداری)، 4. فرهنگ به‌مثابه خود توسعه (انسان‌گرا/تعالی‌بخش) و 5. فرهنگ به‌مثابه عرصه مقاومت و هویت استقلالی (حاکمیتی/امنیتی) است. در لایه دوم (هنجاری- انتقادی)، الگوی گفتمانی استخراج‌شده، با محک کلان رویکرد پیشرفت اسلامی ایرانی به‌عنوان غایت تعالی‌بخش و معیار هنجاری پژوهش مورد ارزیابی انتقادی قرار می‌گیرد. بر این اساس، پرسش محوری پژوهش آن است که معماری گفتمانی قانون برنامه هفتم چیست و این معماری، چه شکاف ساختاری و فرهنگی با آرمان &amp;amp;laquo;انسان متعالی&amp;amp;raquo; در الگوی پیشرفت بومی دارد؟ یافته‌ها از وجود یک &amp;amp;laquo;ائتلاف هژمونیک&amp;amp;raquo; میان گفتمان‌های اقتصادی (P2) و کارکردی (P1) که ریشه در ادبیات &amp;amp;laquo;رشد اقتصادی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;رفع ناترازی‌ها&amp;amp;raquo; در قانون دارد، حکایت می‌کند که توسط جزایر پراکنده رویکردهای انسان‌گرا (P4) و پایداری‌محور (P3) به چالش کشیده شده و کل این منازعه توسط یک چارچوب کلان حاکمیتی (P5) جهت‌دهی و مقید می‌شود. این تحلیل، ضمن تبیین دلایل سیطره &amp;amp;laquo;توسعه‌زدگی&amp;amp;raquo; در سیاست‌گذاری عملی، دلالت‌های راهبردی مشخصی برای عبور از شکاف میان &amp;amp;laquo;آرمان اعلامی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;رویکرد عملی&amp;amp;raquo; و حرکت به‌سوی یک پیشرفت فرهنگ‌بنیان ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل محتوای فرصت‌ها و راهبردهای دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در قاره آفریقا از منظر مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی)</title>
      <link>https://www.jccs.ir/article_240612.html</link>
      <description>از ابتدای انقلاب اسلامی، قاره آفریقا در سیاست خارجی ایران جایگاه ویژه‌ای داشته و رهبر معظم انقلاب همواره بر آن تأکید داشته‌اند. ایجاد روابط فرهنگی به‌عنوان بخشی از دیپلماسی فرهنگی، ابزاری برای تحقق و حفظ روابط خارجی است و از اولویت‌های دستگاه سیاست خارجی ایران بوده که منجر به همکاری با کشورهای آفریقایی در سطوح مختلف شده است. ازاین‌رو هدف پژوهش حاضر شناسایی فرصت‌ها و راهبردهای دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران بر مبنای فرمایشات مقام معظم رهبری در قاره آفریقا است که به ایران در راستای تبدیل‌شدن به قدرت تأثیرگذار در آفریقا یاری می‌رساند. یافته‌های تحقیق نشان داد که در بعد ساختار معنایی حاکم بر روابط خاطره استعمار، مقابله با نظام سلطه، تنفر از دولت آمریکا، اهمیت فعالیت مسلمانان و مردم دنیا، محبوبیت و الگو بودن و تأثیر جمهوری اسلامی ایران، پذیرش و استقبال مطلوب کشورهای آفریقایی از گفتمان انقلاب اسلامی در بعد ساختار منافع حاکم بر روابط اتحاد مسلمانان، ایجاد پیمان اسلامی، همکاری کشورهای مستقل با یکدیگر، استفاده از ظرفیت‌های یکدیگر، در بعد ساختار مادی حاکم بر روابط، ثروت غنی و امکانات طبیعی، استعداد انسانی، تمدن و فرهنگ غنی، حضور تعداد زیادی از شیعیان در 27 کشور قاره آفریقا ازجمله فرصت‌های ایران در این قاره است. درنهایت می‌توان بیان نمود توسعه روابط دیپلماتیک فرهنگی با قاره آفریقا می‌تواند برافزایش قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در بعد منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تأثیرگذار باشد ازاین‌رو توجه به این قاره حائز اهمیت بسزایی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارتباطات بین‌قومیتی در محیط‌های چندفرهنگی: مطالعه حساسیت بین‌فرهنگی قوم بلوچ و فارس در شهر کرمان</title>
      <link>https://www.jccs.ir/article_242281.html</link>
      <description>در ایران، قوم فارس غالب و قوم بلوچ، جزو قوم‌های حاشیه‌ای است. در استان کرمان به دلیل داشتن مرز و فرهنگ مشترک در جنوب آن با بلوچستان، میان دو قومیت همواره مراودات سیاسی و همزیستی وجود داشته است؛ بنابراین مسئله این پژوهش، چگونگی حساسیت بین‌فرهنگی میان این دو قوم در شهر کرمان است. این مطالعه با ابزار مصاحبه، روش تحلیل مضمون و با مدل حساسیت‌های بین‌فرهنگی بنت انجام شده است. نمونه این پژوهش 13 دانشجوی بلوچ ساکن کرمان و 10 دانشجوی کرمانی بوده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که دامنه حساسیت بین‌فرهنگی قوم قارس و بلوچ، پیش از تعامل دو قوم، در بعد قوم‌مداری بوده اما پس از افزایش ارتباطات بین‌فرهنگی، کلیشه‌ها شخصیت‌محور شدند. یافته‌ها نشان داد انگاره حاشیه‌نشینی قوم بلوچ از حوزه سیاسی به کلیشه‌ای هویتی-فرهنگی بدل شده است. همچنین اصطکاک فرهنگی و انگاره‌های منفی درباره بلوچ، صرفاً موجب گرایش درون‌گروهی نمی‌شود، بلکه این احساس تبعیض، هماهنگ شدن با جامعه میزبان با حذف هویت فرهنگی برای تجربه نکردن حمله به ارزش‌های خود را نیز در پی دارد. همچنین، گروه قومی بلوچ هویت خود را به دلیل درک نابرابری‌های اجتماعی زیر سؤال می‌برد، درحالی‌که قوم فارس برای اقتباس فرهنگی این کار را انجام می‌دهد و بدین‌گونه قوم بلوچ به پذیرش تبعیض مبنی بر روایات کلیشه‌ای دریافت‌شده بر اساس ادراک قوم فارس، درباره خود رسیده است. این پژوهش نتیجه می‌گیرد که افزایش ارتباطات بین‌فرهنگی، کاهش نابرابری‌های اجتماعی و تغییر سیاستگذاری قومی منجر به کاهش حساسیت‌های بین‌فرهنگی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل بومی تنظیم‌گری در گیم ‌استریم ایران</title>
      <link>https://www.jccs.ir/article_233571.html</link>
      <description>با گسترش پلتفرم‌های دیجیتال و تغییر الگوهای مصرف رسانه‌ای در میان جوانان، گیم‌استریم به‌عنوان یکی از پرشتاب‌ترین حوزه‌های نوپدید رسانه‌ای، توجه سیاست‌گذاران را برانگیخته است. نبود نظام مشخص برای هدایت این حوزه، چالش‌های فرهنگی، اجتماعی و امنیتی به‌دنبال داشته است. با گسترش سریع پدیده گیم‌استریم در ایران و فقدان سازوکارهای مدون نظارتی، خلأی راهبردی در حوزه حکمرانی رسانه‌های دیجیتال احساس می‌شود. این مقاله با هدف طراحی مدل بومی تنظیم‌گری گیم‌استریم، در چهارچوب نظریه حکمرانی مشارکتی انجام شده است. پژوهش با روش کیفی و رویکرد نظریه‌پردازی داده‌بنیاد صورت گرفت. داده‌ها ازطریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با صاحب‌نظران و تحلیل اسنادی گردآوری و طی مراحل کدگذاری تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد تنظیم‌گری این حوزه تحت تأثیر مؤلفه‌های فناورانه، فرهنگی، اقتصادی و حقوقی است و نقش بازیگران متنوع همچون نهادهای تنظیم‌گر، پلتفرم‌ها و کاربران کلیدی است. درنتیجه مدل نهایی بر تعامل نهادی، شفاف‌سازی قوانین، توسعه زیرساخت‌ها و حفظ توازن میان نظارت و خلاقیت تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اسطوره، اقلیم و هیولا: الگوسازی بومی ژانر وحشت در سینمای ایران</title>
      <link>https://www.jccs.ir/article_232205.html</link>
      <description>ژانر وحشت، با ریشه‌هایی عمیق در اساطیر، آیین‌ها و باورهای عامه، همواره به‌عنوان یکی از ژانرهای تأثیرگذار در تاریخ سینما شناخته شده است. بومی‌سازی ژانر وحشت در سینمای ملی، مستلزم تلفیق خلاقانه ساختارهای ژانری جهانی با رمزگان فرهنگی و زیبایی‌شناسی بومی است؛ فرآیندی که در بسیاری از سینماهای ملی جهان ازطریق بهره‌گیری از روایت‌های محلی، آیین‌های سنتی و محیط‌های منحصربه‌فرد به نتایجی متمایز انجامیده است. در بستر سینمای ایران نیز، استان خوزستان به‌واسطه تنوع قومی، پیشینه تاریخی و آیین‌های غنی، نمونه‌ای شاخص برای بررسی امکان‌های بومی‌سازی ژانر وحشت به شمار می‌آید. این پژوهش با رویکرد تحلیلی-اسنادی، مهم‌ترین عناصر وحشت‌آفرین در فرهنگ بومی خوزستان را شناسایی و تحلیل می‌کند؛ عناصری که از روایت‌های شفاهی و اسطوره‌های محلی تا آیین‌های آمیخته با هراس، ویژگی‌های جغرافیایی و اقلیمی و ظرفیت‌های صوتی-بصری را دربرمی‌گیرند. یافته‌ها نشان می‌دهد که این عناصر، در صورت بازتعریف آگاهانه در قالب روایی، میزانسن، طراحی صدا و کارگردانی، می‌توانند بنیانی برای خلق گونه‌ای منحصربه‌فرد از ژانر وحشت فراهم آورند که هم با استانداردهای روایی و زیبایی‌شناختی جهانی هم‌خوانی داشته باشد و هم بازتاب‌دهندۀ ترس‌های خاص زیسته در جامعه ایرانی باشد. در پایان، مدل پیشنهادی پژوهش به‌عنوان چهارچوبی برای اقتباس، تولید و توسعه سینمای وحشت بومی در ایران ارائه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شیطان‌گرایی در مجموعه تلویزیونی &amp;laquo;مافوق طبیعی&amp;raquo;</title>
      <link>https://www.jccs.ir/article_230767.html</link>
      <description>مقاله پیش‌رو با هدف بررسی و واکاوی جلوه‌های شیطان‌گرایی در مجموعه تلویزیونی مفصل و معروف &amp;amp;laquo;مافوق طبیعی&amp;amp;raquo; به تحلیل گفتمان انتقادی بخش‌هایی از این مجموعه تلویزیونی می‌پردازد که در آن‌ها مفاهیم، مضامین، نمادها و شخصیت‌های مرتبط با جریان شیطان‌گرایی حضور برجسته‌ای دارند. با بهره‌گیری از روش کیفی و تحلیل در سه سطح متنی، معنایی و گفتمانی، تلاش شده است تا نحوۀ بازنمایی مفاهیم دینی، به‌خصوص نسبت میان خدا، شیطان و انسان، در این مجموعه تلویزیونی مورد بررسی و مداقه قرار گیرد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که مجموعه تلویزیونی مذکور، از طریق وارونه‌سازی معنایی مفاهیمی چون خیر و شر، تصویرسازی انسانی و گاه همدلانه از شیاطین و استفاده از نمادهای شاخص شیطان‌گرایی همچون ابلیسک، پنتاگرام و موسیقی متال، به بازتعریفی از معنویت در قالب سرگرمی دست زده است. این بازتعریف، در نسبت با گفتمان‌های کلان فرهنگی و رسانه‌ای، دارای پیامدهایی در حوزه هویت دینی و خصوصاً ادراک عمومی از دین است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مهارت و خودکارآمدی در &amp;laquo;پاندای کونگ‌فوکار&amp;raquo; و &amp;laquo;چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم&amp;raquo; براساس نظریه ویگوتسکی</title>
      <link>https://www.jccs.ir/article_242282.html</link>
      <description>این پژوهش به تحلیل تطبیقی بازنمایی فرایند یادگیری مهارت و شکل‌گیری خودکارآمدی در دو انیمیشن سینمایی محبوب هالیوود، &amp;amp;laquo;پاندای کونگ‌فوکار&amp;amp;raquo; (2008) و &amp;amp;laquo;چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم&amp;amp;raquo; (2010)، می‌پردازد. چارچوب نظری مقاله بر پایه نظریه &amp;amp;laquo;منطقه مجاور رشد&amp;amp;raquo; (ZPD) لف ویگوتسکی بنا شده است؛ مفهومی که فاصله میان سطح رشد بالفعل و بالقوه را در تعامل با &amp;amp;laquo;دیگری آگاه‌تر&amp;amp;raquo; توضیح می‌دهد. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر &amp;amp;laquo;تحلیل روایت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تحلیل محتوای کیفی&amp;amp;raquo; است. بدین منظور، ساختار و پیرنگ هر دو انیمیشن به صحنه‌های کلیدی تفکیک و بر اساس شاخص‌هایی چون وضعیت اولیه قهرمان، نقش دیگری آگاه‌تر، فرایند داربست‌گذاری، کارکرد بازی و خلاقیت، و لحظه دگرگونی نهایی کدگذاری و تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد که هر دو روایت، حرکت قهرمان از سطح ناتوانی اولیه به خودکارآمدی را در بستر ZPD بازنمایی می‌کنند، اما با الگوهای متفاوت: انیمیشن &amp;amp;laquo;پاندای کونگ‌فوکار&amp;amp;raquo; تصویری سلسله‌مراتبی از رابطه استاد-شاگرد و محوشدن تدریجی حمایت عرضه می‌کند، درحالی‌که انیمیشن &amp;amp;laquo;چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم&amp;amp;raquo; الگویی دوسویه و همیارانه ارائه می‌دهد که در آن موجودی غیرانسانی نقش &amp;amp;laquo;دیگری آگاه‌تر&amp;amp;raquo; را ایفا می‌کند و یادگیری به سطح اجتماعی بسط می‌یابد. نتیجه آن‌که انیمیشن‌های عامه‌پسند، فراتر از سرگرمی، می‌توانند متونی فرهنگی برای بازخوانی و حتی توسعه نظریه ویگوتسکی باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و اولویت‌بندی چالش‌های مدیریت تبلیغ دین</title>
      <link>https://www.jccs.ir/article_229767.html</link>
      <description>خدمات فرهنگی به‌عنوان محرک‌های کلیدی توسعه اقتصادی و اجتماعی، نیازمند بهبود مستمر در نظام مدیریتی خود هستند. با وجود اهمیت این خدمات، فقدان یک چهارچوب علمی مدون برای شناسایی، اولویت‌بندی چالش‌ها و ارائه راهکارهای مناسب در این حوزه مشهود است. مطالعه حاضر با هدف شناسایی و اولویت‌بندی چالش‌های مدیریت تبلیغ دین انجام شده است. در این راستا، با استفاده از روش تحلیل مضمون و انجام 32 مصاحبه نیمه‌ساختاریافته، 105 مضمون پایه، 42 مضمون سازمان‌دهنده و 13 مضمون فراگیر به‌عنوان چالش‌های اصلی مدیریت تبلیغ دین استخراج شد. سپس، با بهره‌گیری از روش نگاشت شناختی فازی، این چالش‌ها اولویت‌بندی شده و میزان اثرگذاری، اثرپذیری و درجه مرکزیت هر یک تعیین شد. نتایج نشان داد که فقدان نظام ارزیابی کارآمد، ضعف در حفظ و توسعه بازار، عدم بهره‌وری هزینه و ساختار و کمبود تنوع، ازجمله چالش‌های مهم در این زمینه هستند. چارچوب حاصل از این پژوهش می‌تواند به‌عنوان یک راهنمای عمل راهبردی برای سیاست‌گذاران و کنشگران عرصه مدیریت تبلیغ دین مورد استفاده قرار گیرد و نقش مؤثری در هم‌افزایی و افزایش کارآمدی این نظام ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رابطه بین مصرف رسانه‌ای و اعتماد نهادی در ایران</title>
      <link>https://www.jccs.ir/article_238201.html</link>
      <description>نظر به اهمیت اثر رسانه بر مخاطب و ضرورت تقویت سطح اعتماد نهادی، هدف پژوهش پیش‌رو، شناخت رابطۀ بین الگوی مصرف رسانه‌ها با میزان اعتماد نهادی در شهروندان ایران است. روش مقاله تحلیل ثانوی است. در این پژوهش، از بخشی از داده‌های مربوط به پیمایش &amp;amp;laquo;سنجش نگرش‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مردم ایران (موج چهارم)&amp;amp;raquo; که توسط &amp;amp;laquo;مؤسسه بینا&amp;amp;raquo; در بهمن و اسفند 1399 و با حاشیۀ خطای حدود 5/3 درصد گردآوری‌شده استفاده شده است. جامعۀ آماری، افراد بالای 15 سال در کل کشور (شامل روستاها، شهرهای کوچک و کلان‌شهرها) و نمونۀ آماری 1007 نفر با استفاده از نرم‌افزار spss sampel power است. روش نمونه‌گیری خوشه‌ای و شیوۀ جمع‌آوری داده‌ها استفاده از پرسشنامه‌های تلفنی بوده است. پایایی و روایی پرسش‌نامه در سه موج قبلی پیمایش توسط مجری پیمایش تأیید شده است. یافته‌ها نشان داد میانگین مصرف رسانه‌های خارجی بیشتر از میانگین مصرف رسانه‌های داخلی است. همچنین میانگین اعتماد نهادی به‌طور معنادار بیشتر از میانگین نظری (5/2) است. یافته دیگر نشان می‌دهد شدت رابطۀ بین مصرف رسانه‌های خارجی با کاهش اعتماد نهادی در سطح &amp;amp;laquo;متوسط&amp;amp;raquo; و شدت رابطۀ میانگین مصرف رسانه‌های داخلی با اعتماد نهادی در سطح &amp;amp;laquo;ضعیف&amp;amp;raquo; است. میزان رابطۀ بین دو متغیر در زیرگروه‌های جمعیتی متفاوت است. نتیجه پژوهش این است که اثر رسانه‌ها بر سطح اعتماد نهادی تأیید می‌شود درحالی‌که الگوی اثر (شدت و جهت) در دو دسته رسانه، متفاوت است و زیرگروه‌ها اثرپذیری یکسانی از رسانه‌ها در رابطه با سطح اعتماد نهادی ندارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دگرگونی فرهنگ دینی در گذار از قرون‌وسطی به عصر روشنگری (مطالعه‌ای در نسبت عقل و ایمان با تأکید بر آراء دکارت، اسپینوزا و کانت)</title>
      <link>https://www.jccs.ir/article_241795.html</link>
      <description>رابطۀ میان عقل و ایمان، یکی از مسائل بنیادین در تاریخ فلسفه و الهیات غرب است. این پژوهش با رویکردی تحلیلی ـ تاریخی و در چارچوب مطالعات فرهنگی، به بررسی چگونگی دگرگونی فرهنگ دینی اروپا در گذار از قرون‌وسطی به عصر روشنگری می‌پردازد و نشان می‌دهد که این دگرگونی فرهنگی، زمینه‌ساز تحول در نسبت عقل و ایمان بوده است. در قرون‌وسطی، ایمان و نهاد کلیسا مرجعیت فکری و اجتماعی داشتند و عقل در خدمت تبیین آموزه‌های وحیانی قرار می‌گرفت؛ اما با ظهور عقل‌گرایی مدرن، این تعادل سنتی دگرگون شد. فیلسوفانی چون دکارت، اسپینوزا و کانت، هر یک به‌گونه‌ای متفاوت به بازتعریف رابطۀ عقل و ایمان پرداختند و به‌تدریج، ایمان را از چارچوب نهادی و وحیانی به قلمرو عقلانی و اخلاقی منتقل کردند. تحلیل تطبیقی آراء این سه فیلسوف نشان می‌دهد که تحول در فرهنگ دینی اروپا نه‌تنها تغییری در باورهای دینی، بلکه بازسازی عمیقی در شیوه‌های اندیشیدن، مرجعیت معرفتی و تجربۀ امر قدسی بود. نتیجۀ این دگرگونی، پیدایش شکلی نو از ایمان عقلانی و اخلاقی بود که در بطن فرهنگ مدرن استمرار یافت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نگاشت نهادی بازیگران کلیدی مؤثر بر پیشران‌های فرهنگی جامعه ایران</title>
      <link>https://www.jccs.ir/article_240941.html</link>
      <description>این مقاله با بهره‌گیری از رویکرد نگاشت نهادی به بررسی بازیگران مهم پیشران‌های فرهنگی قبل از ورود شبکه های اجتماعی مجازی به جامعه ی ایران پرداخته است. هدف اصلی این مطالعه نگاشت نهادی، تعیین بازیگران کلیدی قبل از ورود شبکه های اجتماعی مجازی در ایران است. اهمیت این موضوع از آنجا نشات می گیرد که عرصه پیشران‌های فرهنگی دارای تعدد و تنوع بالایی در بازیگران و کارکردها است و تلاش برای بررسی آنها می تواند به فهم بهتر از گستردگی ساختاری و کارکردی این حوزه کمک کند. این تحقیق با روش نگاشت، نهادهای موجود در حوزه پیشران‌های فرهنگی جامعه ایران قبل از ورود شبکه های اجتماعی مجازی را طبق کارکردهای فرهنگی مورد بررسی قرار داد و و از طریق این روش ذی نفعان و بازیگران کلیدی را تجزیه وتحلیل کرده است. نگاشت نهادهای فعال در رابطه با پیشران های فرهنگی بر اساس اهداف و کارکردهای فرهنگی از طریق مصاحبه با 15 نفر خبره و متخصص حوزه فرهنگ و با نمونه‌گیری هدفمند تا اشباع نظری با پرسشنامه در سطوح نهادهای حاکمیتی (فراقوه ای، قوه مجریه)ترسیم گردید. در نتیجه بازیگران اصلی بر اساس مدل تحلیلی نگاشت ذی نفعان مشخص و در نهایت یافته ها نشان داد ترویج روحیۀ سلحشوری، ترویج فرهنگ ایثار، جهاد و شهادت‌ طلبی و ذلت ‌ناپذیری توسط رسانه‌ها بیشترین میزان مداخلۀ مستقیم وغیرمستقیم همۀ بازیگران را داشته و دو نهاد صداوسیماو حوزه های علمیه از اثرگذارترین نهادها در شکل گیری پیشران های فرهنگی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مردم‌نگاری اینترنتی ارتباطات کارآفرینی در ایران؛ مطالعه موردی کارآفرینان ایرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام</title>
      <link>https://www.jccs.ir/article_239575.html</link>
      <description>این مطالعه کیفی با بهره‌گیری از رویکرد نتنوگرافی، به بررسی راهبردهای ارتباطی کارآفرینان ایرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام می‌پردازد. پژوهش حاضر بر پایه چارچوب‌های مفهومی ارتباطات کارآفرینی، کنش متقابل نمادین و جامعه‌شناسی ارتباطات انجام‌گرفته است و تلاش می‌کند تا نشان دهد که کارآفرینان ایرانی چگونه از امکانات رسانه‌های دیجیتال برای بازنمایی هویت، تولید سرمایه اجتماعی و شکل‌دهی به گفتمان‌های اجتماعی بدیل استفاده می‌کنند.
تحلیل کیفی پژوهش شش راهبرد ارتباطی کلیدی را آشکار می‌سازد: روایت‌پردازی شخصی، تعامل اجتماعی و همدلی، خود افشاگری هدفمند، ساخت هویت کارآفرینانه، بازاندیشی انتقادی نسبت به ساختارهای اجتماعی و کنش گری ارزش‌محور در شرایط محدودیت منابع.
یافته‌ها نشان می‌دهد که کارآفرینی در ایران، صرفاً یک فعالیت اقتصادی نیست، بلکه کنشی فرهنگی، هویت‌محور و درهم‌تنیده با ساختارهای اجتماعی به شمار می‌آید. این پژوهش با ارائه مدلی نظری مبتنی بر زمینه فرهنگی و اجتماعی ایران، ابعاد عاطفی، نمادین و ساختاری ارتباطات کارآفرینی را برجسته می‌سازد. در نهایت، این مطالعه افق‌های تازه‌ای را برای پژوهشگران، سیاست‌گذاران و کنشگرانی که علاقه‌مند به مطالعه درباره نقش فزاینده ارتباطات در زیست‌بوم‌های کارآفرینی در اقتصادهای نوظهور هستند، فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روزمرگی مجازی و خودِ آنلاینِ زنانه در اینستاگرام (مطالعه ای دربارۀ زنان اینفلوئنسر ایرانی)</title>
      <link>https://www.jccs.ir/article_234590.html</link>
      <description>تلاش این پژوهش تحلیل زندگی روزمرۀ زنانه در اجتماعات آنلاین، و به طور مشخص در صفحاتِ اینستاگرامیِ زنان اینفلوئنسر، است. این تلاش در دو سطح انجام می شود: در سطح نخست، خودِ محتویاتی که زنان اینفلوئنسر در پیج های اینستاگرامی شان، اعم از نوشتار، ویدیو، عکس، وُیس و کلیپ به اشتراک می گذارند، تحلیل می شود؛ و در سطح دوم، کامنت ها و لایک های زنانِ فالوور، بررسی می شوند. به لحاظ روشی، از مردم نگاری شبکه ای استفاده شده و میدان مطالعه صفحات اینستاگرامیِ زنانِ اینفلوئنسرِ ایرانی است. نتایج پژوهش نشان می دهد زنان کاربر، زیست آنلاین خود را معمولاً از طریق فالووکردن اینفلوئنسرهای تخصصی و روزمره سپری می کنند و طی مباحثات و گفتگوهای روزانه ای که به واسطۀ کامنت ها و پست ها پیش می برند غالباً حول مضامین زیر با هم تعامل و معاشرت پیدا می کنند: زیبایی به منزلۀ خوشبختی، تفنن آنلاین راه فرار از رنج های واقعی، سلامتی به مثابه امری خریدنی، تابوشکنی از خانوادۀ مردسالار، تغذیۀ سالم، موفقیت یعنی زیبایی و لاغری، سفر کنید تا کامروا و باتجربه شوید، شما همان چیزی هستید که لایف ستایل به شما می دهد، خیر بودن نوعی ژست است، هویت ما را نوع اثاثیۀ خانه و نوع آن تعیین می کند. بر این اساس، زنان عملاً نوعی زندگی روزمرۀ دوشقی و نوعی هویت دوپاره دارند: واقعی و مجازی؛ و این دو لزوماً مکمل هم و هارمونیک با هم نیستند بلکه باید گفت که زنان امروزه در دو جهان متناقض با دو هویت متناقض زندگی می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>صنعت تلویزیون ترکیه و میزان گرایش شهروندان ایرانی به شبکه های تلویزیونی و سبک زندگی ترکیه؛ مطالعه موردی گرایش شهروندان تبریزی</title>
      <link>https://www.jccs.ir/article_236274.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، شناخت میزان گرایش شهروندان ایرانی به شبکه های تلویزیونی و سبک زندگی ترکیه و ارائه مدلی برای مواجهه با آن است که با مطالعه موردی گرایش شهروندان تبریزی انجام شده است. این پژوهش به روش ترکیبی انجام شده و نمونه ی آماری در بخش کمی 400 نفر از شهروندان بالای 15 سال ساکن تبریز و در بخش کیفی با 13 نفر از خبرگان، مصاحبه عمیق صورت گرفته است. برای کدگذاری مصاحبه ها از شیوه باز، محوری و گزینشی استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که میانگین نمره گرایش پاسخگویان به شبکه های تلویزیونی ترکیه در حد «متوسط» و میزان آن در بین مردان جوان و مجرد بیشتر است. همچنین میانگین نمره استاندارد گرایش پاسخگویان به سبک زندگی ترکیه ای بالاتر از حد «متوسط» است که این گرایش در بین مردان و زنان مجرد در گروه‌های سنی پایین، که بیش از دو ساعت در شبانه‌روز بیننده شبکه های تلویزیونی ترکیه هستند، بیشتر است. گرایش به محتوای سرگرم کننده بیشتر از سایر محتواها بوده و بین میزان استفاده از شبکه های تلویزیونی ترکیه و گرایش به سبک زندگی این کشور، همبستگی وجود دارد. نتایج بخش کیفی تحقیق، نشان می‌دهد مزیتهای نظام‌ رسانه‌ای ترکیه، به همراه اشتراکات و پیوندهای جغرافیایی، دینی، زبانی و فرهنگی، موجب گرایش شهروندان به شبکه‌های تلویزیونی ترکیه‌ای می شود. از سوی دیگر کم‌توجهی به نیاز سرگرمی، عدم پیونددهی مناسب بین سنت و مدرنیته و نیز برخی خودسانسوریها در شبکه های داخلی، باعث تقویت این گرایش می شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل بازتاب فرهنگ بومی در صنایع‌دستی نوپدید (مطالعه موردی: صنایع نوپدید در روستاهای جزیره قشم و هرمز)</title>
      <link>https://www.jccs.ir/article_236341.html</link>
      <description>مطالعه و حفظ فرهنگ بومی یکی از محورهای بنیادی در پژوهش‌های فرهنگی و هنری است که پیوندی عمیق با صنایع‌دستی هر منطقه دارد. این پژوهش با هدف تحلیل بازتاب فرهنگ بومی در صنایع‌دستی نوپدید در روستاهای جزایر قشم و هرمز انجام شده است. روش تحقیق توصیفی‌ـ‌تحلیلی بوده و داده‌ها از طریق مشاهده میدانی، مصاحبه با هنرمندان محلی، بررسی منابع کتابخانه‌ای و تحلیل مستندات گردآوری شده‌اند. مهم‌ترین یافته‌ها نشان می‌دهند که صنایع‌دستی نوپدید همچون نقاشی خاکی پشت شیشه، پارچه‌نقاشی و چوب‌نقاشی بازتاب‌دهنده عناصر هویت بومی، باورهای اجتماعی و زیبایی‌شناسی محلی‌اند. این صنایع علاوه بر تجسم نمادهای فرهنگی و سنتی، در توانمندسازی اقتصادی و اجتماعی جامعه محلی نیز نقشی مؤثر دارند. تحلیل‌ها بیانگر آن است که فرهنگ بومی از طریق رنگ‌ها، الگوها و مواد اولیه‌ محلی، تأثیری مستقیم بر فرآیند طراحی و تولید این آثار دارد. در نتیجه، تعامل میان فرهنگ بومی و هنرهای معاصر را می‌توان الگویی کارآمد برای توسعه‌ی پایدار فرهنگی و احیای هویت بومی در سایر مناطق ایران دانست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرهنگ پذیری در بستر عقلانیت از منظر فارابی و اسپینوزا</title>
      <link>https://www.jccs.ir/article_241796.html</link>
      <description>فرهنگ مبتنی بر عقل سبب شکل گیری جامعه ای با نشاط، سالم، سازگار، عاقل و امیدوار است و فرهنگ‌پذیری به عنوان فرآیندی کلیدی در شکل‌گیری هویت و نگرش‌های فردی و اجتماعی، نقشی اساسی در تعامل انسان با جهان اطراف دارد. از منظر دو فیلسوف بزرگ، فارابی و اسپینوزا، عقلانیت و فرهنگ‌پذیری دو مفهوم مرتبط ولی با رویکردهای متفاوت‌اند. فارابی عقلانیت را به عنوان نیرویی هدایت‌کننده برای کمال انسان و تحقق فضیلت‌های اخلاقی و اجتماعی می‌بیند که در بستر فرهنگ و سنت‌های جامعه تقویت می‌شود. در مقابل، اسپینوزا عقلانیت را شناختی علمی و ضروری می‌داند که فراتر از محدودیت‌های فرهنگی می‌رود و هدف آن فهم روابط علت و معلولی طبیعی و دست‌یابی به آزادی واقعی است. این مطالعه با بررسی مفهوم عقلانیت و فرهنگ‌پذیری در اندیشه هر دو فیلسوف تلاش می‌کند تا ارتباط و تفاوت‌های میان عقلانیت فرهنگی و عقلانیت واقعی را روشن سازد و نشان دهد چگونه فرهنگ‌پذیری می‌تواند هم زمینه‌ساز تکامل عقلانیت باشد و هم مانعی بر سر راه آن از چشم‌اندازهای فلسفی متفاوت. این تحلیل به فهم عمیق‌تری از نقش فرهنگ و عقلانیت در شکل‌دهی به تجربه انسانی می‌انجامد و چالش‌های موجود در پیوند این دو را به ویژه در جوامع معاصر برجسته می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی نظریه ارتباطات یکپارچه و مفهوم تعارف در اسلام</title>
      <link>https://www.jccs.ir/article_242021.html</link>
      <description>در عصر ارتباطات جهانی، درک متقابل فرهنگ‌ها به یکی از مهم‌ترین نیازهای جامعه تبدیل شده است؛ لذا این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی دو رویکرد میان فرهنگی یعنی نظریه ارتباطات یکپارچه و مفهوم تعارف در اسلام، به تحلیل همگرایی‌ها و تفاوت‌های این دو پرداخته است. در این مقاله، با استفاده از روش تحلیل تطبیقی کیفی، مبانی نظری و کاربردهای عملی هر دو مفهوم مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان می‌دهد که هر دو رویکرد، با وجود تفاوت‌های بنیادین در خاستگاه و اهداف، نقاط اشتراک مهمی از جمله تأکید بر ارتباط مؤثر و توجه به مخاطب دارند. نظریه ارتباطات یکپارچه یانگ یون کیم، به فرآیند سازگاری مهاجران با فرهنگ‌های جدید می‌پردازد و بر اهمیت درک و انطباق با تفاوت‌های فرهنگی تأکید می‌کند. در مقابل، مفهوم تعارف در اسلام به‌عنوان یک هنجار اجتماعی، بر حفظ احترام در تعامل با فرهنگ های مختلف با هدف نیل به شناخت، تأکید دارد. این مطالعه پیشنهاد می‌کند رویکردهای ارتباطات یکپارچه و اصول تعارف ترکیب شود تا بتوان به ایجاد مدل‌های نوین ارتباطی دست یافت که از نظر فرهنگی در جوامع کنونی مؤثر باشند. این رویکرد تلفیقی امکان بهبود ارتباطات میان‌فرهنگی در ارتباطات را فراهم می‌سازد. پژوهش‌های آینده نیز می‌تواند بر ارزیابی تجربی این مدل‌ها در محیط‌ها و فرهنگ‌های مختلف تمرکز کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اقدامات پیشگیرانه در پاندمی کرونا و تاثیر آن بر کیفیت ارتباطات سازمانی خبرنگاران شهر تهران</title>
      <link>https://www.jccs.ir/article_242280.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف شناسایی تأثیر دورکاری ناشی از شیوع ویروس کرونا بر ارتباطات سازمانی خبرنگاران شهر تهران انجام شده است. ارتباطات سازمانی به عنوان خون حیات هر سازمان و عامل اساسی در کارایی آن تلقی می‌شود و مطالعه آن برای سیستم‌های مدیریتی امری لازم است. در جریان پاندمی کرونا به دلیل حاکم شدن شرایط نامطلوب کاری و کاهش سطح ارتباطات حضوری، ارتباطات سازمانی در سازمان‌های خبری با چالش‌های جدی مواجه شد. این مطالعه از روش پدیدارشناسی بهره گرفته و داده‌ها از طریق مصاحبه باز عمیق با ۲۱ نفر از خبرنگاران، سردبیران و مدیران مسئول رسانه‌های شهر تهران جمع‌آوری شده است تا تجربیات زیسته آنان تبیین شود. نتایج بررسی‌ها نشان‌دهنده بروز مشکلات اساسی و نوعی "چرخش معکوس" در روند مطلوب ارتباطات سازمانی است. این تأثیرات منفی در چند مقوله اصلی نمایان شد: اختلال در سازمان رسانه‌ای و ارتباطات سازمانی که شامل کاهش گفتگو و هم‌افزایی اعضای تحریریه و تسلط پروتکل‌های بهداشتی بر پروتکل‌های خبری بود؛ کاهش راندمان کاری و بهره‌وری ناشی از دورکاری و افزایش اشتباهات در نبود تحریریه ؛ و نزول جایگاه رسانه‌های مرجع به دلیل گسترش فضای توئیتری و انتقال مرجعیت رسانه‌ای، و چالش در اقتصاد رسانه و خبرنگاران که با کاهش آگهی‌ها و تیراژ روزنامه‌ها و ضربه به اقتصاد خبرنگاران همراه بود. در مجموع، اختلال در ارتباطات سازمانی و کاهش راندمان کاری با یکدیگر رابطه متقابل داشته و هیچ کدام عاملی مستقل و غیر تاثیرگذار بر دیگری نیست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معماری الگوریتمیک فرهنگ: مطالعه سازوکارهای کنترل ذهن و صورت‌بندی فرهنگ در پلفرم‌های ویدیویی (مطالعه موردی: نتفلیکس و فیلیمو)</title>
      <link>https://www.jccs.ir/article_244922.html</link>
      <description>این پژوهش با تأکید بر ناکارآمدی نظریه‌های کلاسیک صنعت فرهنگ و جهانی‌شدن در تبیین روابط قدرت در پلتفرم‌های ویدئویی امروز، به تحلیل پلتفرم‌هایی مانند نتفلیکس و نمونه‌های بومی آن نظیر فیلیمو و نماوا می‌پردازد. با بهره‌گیری از چارچوب نظری بیونگ چول هان و روش تحلیلی-انتقادی مبتنی بر منابع کتابخانه‌ای، پرسش محوری پژوهش این است که چگونه جهانی‌شدن از یک فرآیند صرفاً فرهنگی به کنترل الگوریتمی ذهن کاربران تغییر شکل داده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که این پلتفرم‌ها برای کنترل ذهن و سلیقه مخاطب از طریق چهار سازوکار درهم‌تنیده عمل می‌کنند: تبدیل کردن عمل تماشا به یک پروژه رقابتی (جامعه دستیابی)، محبوس کردن مخاطب در حباب محتواهای مشابه (دوزخ همسانی)، حذف تأمل انتقادی به کمک زیبایی‌شناسی صیقلی و روایت‌های بدون اصطکاک، و در نهایت بازتعریف ارزش‌ها از مسیر استانداردسازی مضامین. یافته‌های اصلی پژوهش حاکی از آن است که پلتفرم‌های بومی ایران نیز دقیقاً همان منطق الگوریتمی و نظام ارزشی جهانی را بازتولید می‌کنند. این همگرایی پنهان به شکل‌گیری یک «ابرفرهنگ» استاندارد انجامیده است که در آن، تفاوت‌های فرهنگی به عناصری صرفاً تزئینی تقلیل یافته‌اند. در نتیجه این سازوکارها، جهانی‌شدن دیجیتال به همسان‌سازی ذهن کاربران منجر شده و آن‌ها در حصار توهم آزادیِ انتخاب، به‌صورت کاملاً داوطلبانه تحت کنترل درآمده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مشروع‌سازی از مسیر امنیت؛ برساخت رژیم صهیونیستی در سریال‌های نتفلیکس (2013-2023) مطالعه موردی: سریال فئودا</title>
      <link>https://www.jccs.ir/article_245503.html</link>
      <description>در جهان امروز، فیلم و سریال، به‌عنوان رسانه‌هایی چندوجهی و اثرگذار، نقشی فزاینده در شکل‌دهی به افکار عمومی و بازنمایی گفتمان‌های سیاسی ایفا می‌کنند. در سال‌های اخیر، این کارکرد در بستر پلتفرم‌های پخش آنلاین، به‌ویژه نتفلیکس، ابعاد جدیدی یافته است؛ پلتفرم‌هایی که با دسترسی جهانی گسترده و سیاست‌گذاری محتوایی مشخص، به بازیگرانی مؤثر در عرصه دیپلماسی فرهنگی و رسانه‌ای بدل شده‌اند.
پژوهش حاضر با هدف تحلیل بازنمایی رژیم صهیونیستی در سریال‌های پخش‌شده از نتفلیکس طی سال‌های ۲۰۱۳ تا 2023، با تمرکز بر سریال فئودا، بررسی می‌کند که چگونه این پلتفرم به گسترش گفتمان‌های خاص سیاسی و فرهنگی یاری می‌رساند. مسئله اصلی تحقیق آن است که رژیم صهیونیستی از خلال این همکاری رسانه‌ای چه تصویری از خود بازنمایی می‌کند و این تصویر چگونه در فرایند مشروعیت‌سازی این رژیم نقش‌آفرین است. این مطالعه با رویکرد کیفی، بر مبنای نظریه بازنمایی استوارت هال و با روش نشانه‌شناسی انجام شده است.
یافته‌ها نشان می‌دهد که مفهوم محوری سریال «امنیت» است؛ مفهومی که به‌عنوان سرمایه اخلاقی و  بردار مشروعیت‌بخش رژیم صهیونیستی، سرشت  نیروهای اطلاعاتی و نظامی رژیم را شکل می‌دهد. مفاهیمی همچون بی‌توجهی به جان غیرنظامیان فلسطینی، افول جریان‌های افراطی در فلسطین و حذف روایت‌های مرتبط با اشغالگری و نقض حقوق بشر توسط رژیم، در خدمت تثبیت این گفتمان امنیت‌محور قرار گرفته‌اند. سریال با کنار گذاشتن روایت‌های انتقادی و تمرکز بر تهدیدات خارجی، تصویری قهرمانانه، همدلانه و مشروع از نیروهای امنیتی رژیم صهیونیستی ارائه می‌دهد و از این رهگذر، به عنوان ابزاری رسانه‌ای در پیشبرد اهداف فرهنگی و دیپلماتیک این رژیم عمل می‌کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
